مقدمه
حسادت یکی از بدترین احساساتی است که بسیاری از ما در طول زندگی تجربه میکنیم. در داستانها، اشعار و جملات حکیمانه، انسانها از حسادت منع میشوند اما به نظر میرسد که این احساس، بدون اینکه خودمان بخواهیم، کمکم روح ما را درگیر میکند و در برابر آن بیدفاع هستیم. حسادت باعث میشود تصمیمات اشتباه بگیریم یا زندگی را سختتر و همراه با احساسات ناخوشایند بگذرانیم.
حسادت یک واکنش زیستی است که توسط اجداد شما برای بقا و ادامه زندگیتان برای شما به ارث گذاشته شده است. حسادت برای این وجود دارذ که از شریک زندگیمان مطمئن شویم و ژن هایمان را برای تولید مثل به نسل بعدی منتقل کنیم.
چشم و هم چشمی و مقایشه ریشه اصلی حسادت
خیلی از مواقع این حسادت به این علت به وجود می آید که ما چشم و هم چشمی با دیگران داریم. یعنی مدام خودمان را مقایسه می کنیم. خیلی از افراد وقتی به موفقیتی می رسند خود را به معرض نمایش می گذارند تا همه متوجه موفقیت آن ها شوند. به همین علت خیلی ها به آن ها حسادت می کنند. بگذارید با یک مثال توضیح دهم:
وقتی در جمعی یک فرد موفق تر از ما وجود دارد ما به او به طور ناخودآگاه حس بدی پیدا می کنیم. وقتی یکی از اطرافیانمان به ما این پیشنهاد را می دهد که از او در مورد دلیل موفقیتش سوال کنیم حس غروری در ما ایجاد می شود و حس می کنیم این سوال پرسیدن زشت است. این رفتار یکی از دلایل حسادت است.
منبع حسادت را پیدا کنید
وقتی دچار حسادت میشوید از خوتان بپرسید که ریشهی این احساس در چیست؟ برای اینکه کمتر احساس حسادت کنید، باید ریشهی آن را پیدا کنید و از بین ببرید.
بررسی کردن ریشهی حسادت کمک میکند تا در مورد شرایط خود، به یک دید کلی دست پیدا کنید.
مثلا اگر ارتقاء شغلی همکارتان باعث حسادت شده، شاید به این دلیل است که شما فکر میکنید به اندازهی کافی خوب نیستید تا ارتقاء شغلی بگیرید.
اگر همسرتان با فرد دیگری وارد روابط صمیمانه شده، شاید به این دلیل حسادت میکنید که این نوع رابطه، اولین نشانهی خیانت شریک قبلی شما بوده است.
حسادت را بپذیر
حسادت طبیعی است، حسادت، اتفاق می افتد پس در مورد احساساتتان صادق باشید. صادقانه بگویید که کمی احساس حسادت، زمان هایی که می بینند مردم کارهایی را انجام می دهند که شما آرزو میکنید که ای کاش شما هم میتوانستید،می کنید.